تبليغاتX
KallKall.Blogfa.CoM
 
تبلیغات

اعضای فعال
پسرها:



دخترها:


لینکهای مهم


آمار و امکانات


طراحی قالب و برنامه ها

.: بنر دوستان :.


کد بنر ما:


div>


پسرای دانشجوی دانشگاه ها از ترم 1 تا ترم 8...... آخرشم راننده تاکسی میشن......


 سلام دخترای :

ويژگي هاي کلي:اين پسرها از آن دسته پسرهايي هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه اي به اسم دختر غريبه هستند و تنها وسيله نقليه اي که سوارشده اند اتوبوس مي باشد.از نظر شکل ظاهري بيشتر شبيه مردان غيرتمند و با خدا هستند !!!

خصوصيات دانشجويان پسر:

ترم 1- اصولاً وقتي به آنها بگوييد با ? حرف  د-خ-ت-ر  يک کلمه معني دار بسازيد مخ آنها ERRORميدهد! چون فکر ميکنند تنها دانشجوي اين مملکت هستند عمراً کسي را تحويل نميگيرند.و تا وقتي که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبريد جوابتان را نمي دهند! فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند.طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به دختران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند.تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبن ديگه!!!) درفاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند!

ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معني دار نميباشند!متوجه ميشوند به غير از آنها افراد ديگري نيز به اسم دانشجو تو اين مملکت هستند! به مقداربسيار ناچيز از قطر ابروها کاسته ميشودولي سيبيل جزيي از اعضاي ثابت بدن مي باش د.سر کلاس متوجه موجوداتي زیبا ناز در عین حال با هوش و باذکاوت می شونداما اسم آنها را نمي دانند.کماکان مسير دانشگاه تا خانه بدون هيچ کم و کاستي طي ميشود.نيمي از کتاب هاي ترم را ميخرند و نيمه ديگر را از کتابخانه ميگيرند.
اگر به آنها سلام کننددر جواب زمزمه نامفهومي ميشنويد با اين مضمون:سلام عليکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوي ترياي دانشکده رد ميشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

ترم 3 - به معناي واژه دختر پي مي برند و با ماهيت آن موجودات زبیا و طناز آشنا مي شوند.به اين نکته حياتي پي مي برند که تنها استفاده WC قضاي حاجت نيست!!!سوژه خنده پيداميکنند . همه کتابها را از کتابخانه مي گيرند و متوجه ميشوند که تا 4 جلسه ميتوانند سر کلاس غيبت کنند.مي فهمند که شهر خيلي بزرگ است و غير از خانه شان جاهاي ديگري هم دارد! تريا دانشکده تبديل به پاتوق آنها ميشود.در جواب سلام ميگويند سلام!


ترم 4 – با واژه GF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند.ابروها نازکميشودوسيبيل ناپديد!در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي ''پر دختر'' عبور ميکنند.شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از دختراي خوش تيپ دانشگاه!(نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه پسر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس:پسره ترم 4 درس ميخونه!!)شروع ميکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب يکبار به خانه ميروند براي حاضري و به خاطر غر زدنهاي مامان بابا.(خوب پدر مادرن ديگه دلشون تنگ ميشه شما به بزرگي خودتون ببخشيد!) و تعويض لباس و بقيه روز ها خونه دوستشون درس ميخونن!(آره جون خودت .بيچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام ميگويند:سلام.چطوري؟خوبي؟

 

ترم 5 –يکي از اين موجودات خوشگل و ناز(GF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سرکلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!) به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار تي شرت و کاپشن شان کم ميکنند!يک ميز اختصاصي براي خودشان و GFشان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند.سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند!در جواب سلام  دوستش (بعد از 10 دقيقه!) مي گويند:سلام ببخشيد حواسم نبود(خاک بر سر همش حواسش به دخترای دانشگاهه!)

 

ترم 6 – خيلي تابلو ميشوند!کاراي بد ميکنن!!مشروط ميشوند!!!


ترم 7 –به طرز وحشتناکي تابلو ميشوند!کاراي بد و به بقيه هم ياد ميدن!مشروط ميشوند!


ترم 8 – دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم اين جوونارو.......!)جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است.مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند.در به در دنبال GF ميگردند.به نگهبان جلوي در دانشگاه هم
پا مي دهند.عضو مارشال – مدرن ميشوند و عکس امير حجواني را ميبينند.(متوجه ميشوند خداوند چه علاقه بسيار زيادي به خلق گلابي دارد!! احتمالاًامير جون همون گلابي هستش که از پشت کاميون افتاده ..........!!!)

بعد از دانشگاه: راننده تاکسي ميشن

 

.:فریبا:.

 




+ | نويسنده : فریبا تاريخ : سه شنبه 28 اسفند1386 |


اگه پسری بر ضد دخترا حرفی زد بدونید . . . .

سلام دخترای :
 
اگه پسری بر ضد دخترا حرفی زد بدونید که:
 
ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!  
  
 
 حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!   
  
 
 تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !
  
 
 تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!
  
 
 توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره 
  
 
 تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش 
  
 
 از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه  
   
 می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه  
  
  می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که یه جاش به شدت میسوزه
 
 
.:فریبا:.
 



+ | نويسنده : فریبا تاريخ : یکشنبه 26 اسفند1386 |


پسرای امروزی

 

سلام دخترای :

بیا بخون ببین پسرای امروزی چیکار میکننToo Funny

پسراژل میزنن به اون موهاشون عینک میزنن به اون چشاشون اوا خاک بر سراشون ریمل میزنن به اون چشاشون ماتیک می مالن به اون لباشون اوا خاک بر سراشون کراوات میزنن اون خوشگلاشون واسه دوست دختراشون اوا خاک بر سراشون کلاسور میزارن زیر بغلاشون   یه کت میپوشن قد باباشون  یکم ریش میزارن نوک چونه هاشون پرفسور میشن جون ننه هاشون اوا خاک بر سراشون

 

.:فریبا:.

 




+ | نويسنده : فریبا تاريخ : شنبه 25 اسفند1386 |


محک.......................

 

                           _____                                     ______
                          |            |                                   |             l 
                          | 2000g |                                   | 0000g |
                          | _____ |                                   | _____ |
                              |    |                                             l    |
                  ______ |   | ______                  ______ |   | ______
                 |__|__|__|__|__|__|                 |__|__|__|__|__|__|
                 |__|__|__|__|__|__|                 |__|__|__|__|__|__|
                 |__|__|__|__|__|__|                 |__|__|__|__|__|__|

میدونین اینا چی هستن؟نمیدونین؟

اینا ترازوه .(ترازوی محکه و خیلی دقیقه).

حالا چرا 2 تاست؟

رو کفه ی سمت راستی مغز پسرا و رو کفه ی سمت چپی مغز دخترا رو گذاشتیم.

با محک تفاوت را احساس کنید.

 

.:فریبا:.

 




+ | نويسنده : فریبا تاريخ : پنجشنبه 23 اسفند1386 |


همه چيزاي خوب خانومند ......

 

  همه چيزاي خوب خانومند مثل:

      مهتاب خانم،  خورشيد خانم        

                                 فرشته خانم  

                                                  پروانه خانم 

                                                                            خانم گل

 

      اما همه ي چيزهاي بد آقا هستن:

      آقا گاوه       آقا سگه           آقا دزده            آقا گرگه       آقا خره 

 

              به من چه حتما یه چیزی میدونن که تو قصه ها این اسمها رو روی پسرها میزاشتن..من  هم اینجا نوشتم همین!

.:فریبا:.

 




+ | نويسنده : فریبا تاريخ : چهارشنبه 22 اسفند1386 |


چرا پسرها اینقدر ضایع هستند...

 

سلام دخملای ناز و قشنگ....من یه سری از ضایع بازی این آقایونو نوشتم...ضایع بازیشون خیلی بیشتر از این حرفاست...میدونم....ولی زمان محدوده...ببخشید((((مال دخملاستا))):

 

۱. واسه اينکه وقتي سوار اتوبوس ميشن اگه صندلي ها هم خالي باشه ميرن ته اتوبوس، تو ترافيک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا واي ميستن، شايد بند کيفه دختره گير کنه بهشون.

۲. واسه اينکه وقتي تو خيابون راه ميرن، کافيه فقط يه دختري از کنارشون رد شه، گردن نيست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبي ميشه ديگه)، مثل جغد 180 درجه گردنشون مي چرخه.

۳. واسه اينکه وقتي يه ماشين گيرشون مياد، پا ميشن ميرن يه جايي مثله جردن، اونجا صد بار يه خيابون رو بالا و پايين ميرن، 100 بار بوغ ميزنن و 200 بار ترمز، بعدشم ميزنن به يه پير زنه، اون موقع هستش که آخر روز ميشه.اون لحظه  آرزو مي کنن که برن تو توالت عمومي خودشون رو دار بزنن.(ربطش رو به توالت عمومي خودت پيدا کن)

۴. واسه اينکه وقتي ميرن کوه، پشت دختره ميرن بالا از کوه، بعدش کم ميارن و رنگشون سرخ ميشه و تازه مي فهمن که دختره کوهنورد بوده

۵. واسه اينکه وقتي حس غرورشون گل ميکنه ميبينن دختره داره با يه پسره ديگه دعوا مي کنه ميرن جلو، با پسره دعوا ميکنن، بعدش که خوب کتکه رو خوردن مي فهمن که يارو داداشش بوده.

۶. واسه اينکه وقتي يه دختر کنار پسره ميشينه تو تاکسي، و پسره مي خواد استفاده ي معنوي ببره، 10 برار مسيرش رو ميره تا با دختره باشه، وقتي که دختره پياده ميشه، ميره تو رويا، اون وقته که مي فهمه به جاي ميدون وليعصر، رسيده به تجريش. و وقتي که  با تاکسي بر مي گرده ، مي فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسي قبليه، و اونجا يکم مشتمال ميبينه از راننده تاکسيه و بعدش فحشه که به خودش ميده.

  

 

.:فریبا:.


 




+ | نويسنده : فریبا تاريخ : چهارشنبه 22 اسفند1386 |


<<<<به زن بودن خود افتخار کنید>>>>

 

سلام دخملای نازو نازنین....خوب انگار کم کم شر بعضیا کنده شده.....پس به دخمل بودنتون افتخار کنید:

۱-به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت که لازم بود گريه ميکنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نميکنيد.

۲-از ۹ سالگی به بلوغ جسمی و عقلی ميرسيد و حالا حالاها بايد بدوند تا به پای شما برسند

۳-بهشت زير پای شماست.

۴-به وضعتان اهميت ميدهيد و شکمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نميشود.

۵-مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاری کنيد. . . مثل خانمها در خانه مينشينيد تا ديگران با کلی منت و خواهش و التماس و گل و شيرينی از شما اجازه حضور بگيرند.

۶- هرگز از فرط خشم نعره نميکشيد و از فرط حسادت کبود نشده و خون به راه نمی اندازيد.

۷- ضعيف کش نيستيد و دق و دلی رئيس اداره تان را در خانه خالی نميکنيد.

۸- در محل کار با ارباب رجوع برخورد مناسبی داريد و احساس پاچه گيری بهتون دست نميده.

۹- با ديدن دختر قشنگ محله افسار پاره نميکنيدو شروع نميکنيد به تکه پرانی.

۱۰-اگر رئيس محل کارتون زن باشه ۱۰۰۰ تهمت ناروا به او نميزنيد و اونقدر حرص نميخوريد تا دق مرگ بشيد.

۱۱-علاقه ای به دست به يقه شدن و لرزاندن اموات ديگران در گور و کلمات رکيک نداريد.

۱۲- بعد از ازدواج ديگر به فکر برآورده کردن هوس ها و عقده های دوره جوانيتان نمی افتيد.

.:فریبا:.

 




+ | نويسنده : فریبا تاريخ : دوشنبه 20 اسفند1386 |


پسر ایرونی

 

سلام به دخترای گل عزیز

پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه

. مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .

به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه .. برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .

سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل \"آلن دلون\" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .

شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد

هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو \"فر شیش ماهه\" می زنه یا \"گلت\" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و.... تمام . دخترکش شد ارواح عمهاش.

\"هدف ما جلب رضایت شماست\"
این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که \"انسان جایزالخطاست\" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره .. نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای \"ژرمن شپرد\" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله \"بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی\" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .
می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی \"خانم بچه ها\" می بینه \"حاج خانم\" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره(خانم زرنگ تر بوده آمار آقا رو در اورده...فهمیده طرف تفحه ای هم نیست برا همین رفته) . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم ...

 

.:فریبا:.

 




+ | نويسنده : فریبا تاريخ : یکشنبه 19 اسفند1386 |


......... معما.........

 

سلام.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

\/_\/___\/_\/____\/__\/___\/___\/___\/____\/\/\/___\/

 

بازم یه معما براتون دارم.

این دوتا نوار مغزه.

اولی مربوط مغز پسراست دومی مربوط مغز دختراست. دلیلشم خودتون بفهمید. همه چی رو که من نباید بگم.

حالا چون اصرار میکنین میگم.

دستگاه نوار مغز از اول شروع کارش با لیزر دنبال مغر توی سر میگرده و هرچی که از جلوش رد بشه ثبت میکنه.

چرا مال پسرا صافه؟ چرا تیکه تیکه شده؟

واسه اینکه تو سرپسرا مملو از هواست و خط صاف میمونه و به دلیل رد شدن اجرامی مثل پاره آجر و تکه های گچ از جلوی نوار لیزر خط به صورت تکه تکه روی صفحه چاپ میشه.

چرا مال دخترا اینطوریه؟

چونکه برای دخترااز همون اول مغزو پیدا میکنه و فکراشونو ثبت میکنه.

این دستگاه دقیق فقط برای وجود مغز از خطوطی مثل خطوطی که برای دخترا گذاشته

 استفاده میکنه. و در صورت نبود مغز خط صاف میکشه و در صورت مشاهده جسم ناشناس

 خط رو قطع میکنه.

این نوار مغز یک دقیقه از کارکرد مغز دخترا و پسرا رو نشون میده.مغز پسرا رو که اصلا ولش کن تعطیله.

ولی مغز دخترا تو یک دقیقه اینهمه فکر میکنه و این نوع خطوط در نوار مغز نشان دهنده افکار مثبته.

 اینو به تازگی محققا کشف کردن.

منبع:تحقیقات کامل و جامع دانشگاه آکسفورد

 

.:فریبا:.

 




+ | نويسنده : فریبا تاريخ : یکشنبه 19 اسفند1386 |


ایول دممون گرم...

 

 

اینم یه هدیه واسه دخترای گل    سنگ بزن جایزه بگیر        بازی فوق العاده زیبا بصورت flash. برای هدف گرفتن مخ پسرها(که البته تعطیله)

    >>> لذت ببرید<<<

.:فریبا:.

 




+ | نويسنده : فریبا تاريخ : پنجشنبه 16 اسفند1386 |


سلام ...دشمن جدید پسر هااااااا

 هلو... 

حالا پیش خودتون میگید چرا اول مطلب نوشتم هلو(البته فقط پسرا.از بابت دخترا خیالم راحته که متوجه میشن)...

پسرا  زیاد نمیخواد به خودتون فشار بیارین.فکر نکنین خودم الان توضیح میدم...

حالا چرا نوشتم هلو...

این Hooloo نبوده و Hello میباشد...

آخه رفتم کلاس زبان آقا معلممون گفته خارجکی حرف بزنین که قوی بشین تو خارجکی حرف زدن...

من هم از امروز شروع کردم...

خب میگذریم...

خوبین؟؟؟چه خبرا؟؟؟

فیو دی نبودم...

دیگه اسکول ها هم که شروع شده...

خاطر نشان کنم که این Oskol نیست...School'e... سر همون قضیه کلاس زبان و اینا...

رفیقا میگفتن این آقاپسرا  هم که اصلا پا نمیدن(آره جون عمه هاشون کم مونده بیان بپرن تو بغلت) و زیدینگ (ZeyDing) هم که

تعطیله(تمرین افعال معکوس و کلمات همراه ING.(تمرین برای کلاس زبان))...

رفقا میگنا من نمیگم...میگن پسرا همشون پاکن...

پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط هم دیگه رو به اسم گودزیلا بادوم زمینی و...صدا میکنن(البته تا چشون به یه خانم میوفته)

 پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط تا چشون به یه دختر میفته دست و پاشو گم میکنن شوع میکنن به چرت و پرت گفتن.

پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط موهاشون سیخه(نیّتشون

 خیره واسه اینکه سیخ کم شده برای اینکه کشور رو تحریم کردن سیخ دیگه وارد نمیکنن و برای درست کردن جوجه کباب و کباب به مشکل بر میخورن.اینه که میخوان به ماما و پاپا کمک کنن)...

پاکن و اصلا دنبال دختر نیستن فقط چشاشون مث تلسکوپ میمونه(تا فاصله 350 متری هرچی دختر خوشتیپ باشه زل میزنن تو چشماش(البته بازم نیّتشون خیره.میخوان به علم نجوم کشور کمک کنن و ماههایی مثل دختر خوشتیپارو کشف کنن)...

پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط تا جلو چنتا دختر میرسن یهو یه جک

 یادشون میاد و واسه دوستشون تعریف میکنن و با بلند ترین ولومی که میتونن میخندن( البته اونا میخوان دوستاشونو بخندونن و شاد باشن و اصلا قصدشون جلب توجه دخترا نیست)...

خلاصه پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط تابلو بازی در میارن و جلب توجه میکنن(اصلا دست خودشون نیست. کلا با ای-کیو که من ازشون سراغ دارم نمیتونن به خوبی فکر کنن و درست تصمیم بگیرن.کلا کاراشون غریضیه)...

.:فریبا:.

 




+ | نويسنده : فریبا تاريخ : پنجشنبه 16 اسفند1386 |



تبلیغات

درباره ما
سلام همون طور که میبینید اینجا یه وب کل کله اینجا دو تا مدیر داره یکی سنیوریتا که همیشه با اسم یه دخمل خوشگل پست میذاره اینم آدرس وب خودش www.senyurita.blogfa.com و اون یکی مدیر ساسانه و با اسم ساسی مانکن پست میذاره اینم آدرس وب خودش www.jenroh.blogfa.com اگه دخترا بخوان اینجا عضو بشن باید به یه دخمل خوشگل بگن و اگه پسرا بخوان عضو بشن باید به ساسی مانکن پی ام بدن.


منوي اصلي

صفحه نخست
آرشیو مطالب
ایمیل مدیر

آرشيو موضوعي

ضد پسر!!!!!
ضد دختر!!!!!

پشتیبانی

ساسی مانکن(مدیر):



آی دی ساسی مانکن ادد کن

------------------------------

یه دخمل خوشگل(مدیر):



آی دی یه دخمل خشگل ادد کن

------------------------------

مدیر فنی وب سایت(NiMa-N21):



آی دی من NiMa-N21 ادد کن


مهم ترین اخبار وب سایت

دوستانی که تمایل دارند به گروه کل کل بپیوندند (اعم از آقایان و خانمها ) برای ثبت نام در گروه ما و به عنوان نویسنده در گروه ما باشند به لینک زیر رفته و برای همکاری اقدام کنند تا یوزر و پسورد کاربری برایشان ارسال شود.

لینک ثبت نام

آدرس صفحه اصلی وب سایت آدرس زیر می باشد. شما می توانید از این آدرس وارد کل کل شوید.


Www.KallKall.Blogfa.CoM

 


لوگوي دوستان

لوگو ما :


کد لوگو:


لوگوی دوستان






Home | Email | Archive | Enrol | Edict | Onile User | Box Chat

Copyright © 2008 Divoneie-Sokot.Blogfa.CoM All Right reserved .
WebSite Manager: NiMa N21